سلام بچه ها لطفا درد دلمو بخونین از ظهر تا الان اعصابم خی

سلام بچه ها لطفا درد دلمو بخونین از ظهر تا الان اعصابم خیلی خورده عصر همش گریه میکردم امروز تو مدرسه یه بازارچه داشتیم یه سینی شیرینی دادن دستم گفتن برو تبلیغ کن اسم غرفه رو هم بگو منم رفتم برگشتم دیگه داشتیم میرفتیم بیرون اومدن پول تقسیم کنن هر کی که چیزاشو فروخته بود پول برداش من رفته بودم تمام چیزای منو انداخته بودن پشت بعد میگن چیزای تو فروش نفرت بهت پول نمیدیم من یه سینی رولت خرمایی اورده بودم تمام کار تبلیغات با من بود چاپ تبلیغات با من بود اینو که گفتن من نشستم گریه کردن واقعا واسه معرفتشون تاسف خوردم واقعا خیلی کار زشتی کردن سر امتحان همش داشتم گریه میکردم تمرکزمو از دست داده بودم نفهمیدم امتحانمو چجور دادم فردا من باید حقمو ازشون بگیرم بچه ها برام دعا کنین دعا کنین حق به حق دان برسه فقط همین
دیدگاه ها (۴)

صحبت‌های مسئول باشگاه تورنتو درمورد تهکوک😭رفتم سر کار و سه ر...

رومان عشق پنهانی (پارت9)

رمان عشق ممنوع

عروسک مافیا پارت 2

چشم‌های پسر خوشگله توی عکس‌های جونگ‌کوک یکم اشکی هست و حالا ...

برده عمارت جئون

Multi-Part: 5When you were pregnant, you went to the gym wit...

نام رمان (عشق میان ما

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط