نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شوی

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شوی
که سهمت از به یاد آوردن گذشته هایـت 
چیزی جز یک لبخند نخواهد بود
می خندی به تمام گریه هایی که بعد از رفتن آدم ها کردی
به التماس هایی که برای ماندن رفتنی ها کردی
و به احساسات بچگانه ای که اسمش را عشق گذاشته بودی
از شوری اشک هایی که ریختی و تلخی خاطره هایت
 چیزی جز یک لبخند شیرین نمی ماند
برایت هر چه زودتـر آن لبخند را آرزو می کنم
همین فـردا , اول صبح
عمیق , با تمامِ وجودت
آخ اگر بدانی چقدر شیـرین است

#خاص #جذاب #زیبا #شیک #لاکچری #BEAUTIFUL
دیدگاه ها (۱۶)

«تو واقعاً متوجه نشدی؟»«چی رو؟»خندید، اما خنده‌اش تلخ بود.«م...

رمان انتقام ازدواج کامل

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

#نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشت...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ مےشویڪه سهمت از به یاد آوردن گذشته ...

همین را برایت نوشتم و گذاشتم در یک پاکت سفید. یک روز شهامت م...

قبول دارید که عشقِ یک طرفه از هزار جور نرسیدنبدتر است و ذره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط