نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شوی

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شوی
که سهمت از به یاد آوردن گذشته هایـت 
چیزی جز یک لبخند نخواهد بود
می خندی به تمام گریه هایی که بعد از رفتن آدم ها کردی
به التماس هایی که برای ماندن رفتنی ها کردی
و به احساسات بچگانه ای که اسمش را عشق گذاشته بودی
از شوری اشک هایی که ریختی و تلخی خاطره هایت
 چیزی جز یک لبخند شیرین نمی ماند
برایت هر چه زودتـر آن لبخند را آرزو می کنم
همین فـردا , اول صبح
عمیق , با تمامِ وجودت
آخ اگر بدانی چقدر شیـرین است
#حسین_نهی


#جذاب #هنر_عکاسی #عکس #مد
دیدگاه ها (۱)

«تو واقعاً متوجه نشدی؟»«چی رو؟»خندید، اما خنده‌اش تلخ بود.«م...

#نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشت...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ می شویکه سهمت از به یاد آوردن گذشته...

نهایتا یک روز آنقدر بزرگ مےشویڪه سهمت از به یاد آوردن گذشته ...

دقیق نمی دانم چند سال و چند ماه بعد , امّا بالاخره یکجا صدای...

همین را برایت نوشتم و گذاشتم در یک پاکت سفید. یک روز شهامت م...

دخترانه‌های وجودَت را دوست بدار حتی اگر هیچکَس آنها را نفهمی...

دخترانه‌های وجودَت را دوست بدارحتی اگر هیچکَس آنها را نفهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط