غم ندارم که به بندِ تو گرفتار شدم

غم ندارم که به بندِ تو گرفتار شدم
غمم آن است که ترسم کنی آزاد مرا...


👤 شاطرعباس صبوحی
#toni
دیدگاه ها (۱)

ای آن که مرا ز آب و گعل ساخته ای در پهلوی منت و غم انداخته ا...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

زندگی :

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

عاشقانه های شبنم

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

‏بی‌پول شدم تو خیابون به یه یارو گفتم داداش من تازه از زندان...

گفت نمیبینم درد بکشی و من درد رو این‌جوری توصیف کردم:سنگینی ...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط