به سوی پایتخت عشق (رسالت3مهر1400)
شناسه خبر : 51378 ارسال پرینتخانه » اسلایدر, فرهنگی تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۴۰۰
معمولا سفر عامل فراق است. معمولا عاشقان از سفرها گلایه دارند و آن را مقصر جداییها میدانند. کمتر شنیدهایم یک سفر دل از آدمها برده باشد. غالبا رفتن فعل جدایی است؛ که دیده مردمی را که در فراق یک رفتن بسوزند؟ که دیده مردمی با یک سفر معامله خانه را داشته باشند و اگر از آن محروم شوند در کنج خانههایشان غریب بیفتند؟ ما دیدهایم. از عشق فرزند رسول خدا، از خون ولی مظلوم خدا هرچه بگویی برمیآید.
چهل روز پساز شهادت حضرت اباعبدالله علیهالسلام، جابربن عبدالله انصاری به همراه شاگرد و ندیمی فاضل و عالم به نام عطیه عوفی به وادی طف رسید، جایی که خاکش کرب بود و هوایش بلا. زیاد همراه نیستم با اینکه جناب جابر را پایهگذار زیارت اربعین بخوانم و این زیارت را میراث و یادگار او. چه این زیارت ریشه در کلام ائمه اطهار دارد و بیشک یادگار خود آن بزرگواران است؛اما احتمالا میتوان جابر را نخستین زائر اربعینی حضرت حسین دانست.
جابر حقیقتا مؤمن بود؛ چراکه حضرت امام حسن عسکری این بیقراری برای زیارت سیدالشهدا در اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمنان برشمردهاند. اربعین میعادگاه جاماندگان عاشوراست
فرصتی دیگر برای بیعت با امام حسین. چهل روز بعد از شهادت او و یارانش به سرزمین بلا و ابتلا میرویم که بگوییم فراموشت نکردهایم. اربعین قرار جاماندگان است و ما از این قرار جاماندهایم. خسارتزدگان را میمانیم؛ دلمان برای خودمان میسوزد… از چه لذتی محرومیم! باور داریم این محرومیت به درازا نخواهد کشید و این هجران مقدمه اربعینهای زیباتر است؛ اما اکنون این فراق فراغتی به دستمان داده تا بپرسیم بهراستی چه بود اربعین؟
اربعین سفر نبود، حضر بود. یکجا نشستن نبود، اما قرار داشت. شهر نبود، اما تمدن داشت! پولی به چشم نمیآمد، اما ثروت چرا!
جاه و مقامی نبود، اما عزت چرا. قانونی نبود، اما اطاعت چرا! مافوقی نبود، اما ولایت چرا. مترقی بود. پیشرفته بود. بوی فردا را میداد. چراکه پاسخ همه سؤالهایت تنها و بازهم تنها، عشق بود. چقدر غلیظ بود این سفر. غلیظترین لذت عمر… عمیقترین نفس سینه روح… صحنههای شورانگیز مراسم پیادهروی را که میبینم، با خودم میگویم اکنون چقدر جای محتشم خالی است. نمیدانم او چه دیده بود که «باز این چه شورش است» از جانش تراویده بود، اما اگر شور اربعین را میدید شورشی دیگر به جانش میافتاد و شعری دیگر میسرود. جای نظامی خالی است. نظامی، سراینده «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» و عاشقانههای «هفتپیکر» عاشق عشق بود. او اگر این بزم را میدید بیقرار سرودن منظومهای دیگر میشد. شاید اصلا تمام منظومههایش را دور میانداخت؛ شاید اصلا خودش مجنون میشد. جای امام خودمان خالی است. اگر امام روحالله نهتنها باطنا، که ظاهرا نیز در میان ما بود، میدیدیم که لبخندی میزد و باز زیر لب زمزمه میکرد: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته…» جای نیچه خالی است. اگر نیچه بود و این تابلوی باعظمت را میدید، بیشک در جمله معروفش تغییری ایجاد میکرد. مثلا میگفت: «خدا مرده است؛ اما راستش را بخواهید نه در همهجا… بعضی جاها خیلی زنده است.» جای شهدا خالی است. اگر علیرغم حضور روحانی، جسما نیز پیش ما بودند، میدیدیم که دیگر «کربلا کربلا ما داریم میآییم» را آنهمه حسرتبار نمیخوانند. اگر این روزها را میدیدند، دیگر عراق برایشان سرزمینی نبود که با توپ و تفنگ جلوی کربلا رفتن آنها را گرفته، بلکه سرزمینی بود که مردمش میزبان بزرگترین مهمانی دنیایند. جای جابر خالی است. کاش بود و میدید که زائران حبیبش حسین، باوفایند. یادشان نرفته که اولین زائر اربعین شهادت اباعبدالله او بود و بسیاریشان زیر لب زمزمه میکنند
ادامه مطلب در پست بعدی ....
معمولا سفر عامل فراق است. معمولا عاشقان از سفرها گلایه دارند و آن را مقصر جداییها میدانند. کمتر شنیدهایم یک سفر دل از آدمها برده باشد. غالبا رفتن فعل جدایی است؛ که دیده مردمی را که در فراق یک رفتن بسوزند؟ که دیده مردمی با یک سفر معامله خانه را داشته باشند و اگر از آن محروم شوند در کنج خانههایشان غریب بیفتند؟ ما دیدهایم. از عشق فرزند رسول خدا، از خون ولی مظلوم خدا هرچه بگویی برمیآید.
چهل روز پساز شهادت حضرت اباعبدالله علیهالسلام، جابربن عبدالله انصاری به همراه شاگرد و ندیمی فاضل و عالم به نام عطیه عوفی به وادی طف رسید، جایی که خاکش کرب بود و هوایش بلا. زیاد همراه نیستم با اینکه جناب جابر را پایهگذار زیارت اربعین بخوانم و این زیارت را میراث و یادگار او. چه این زیارت ریشه در کلام ائمه اطهار دارد و بیشک یادگار خود آن بزرگواران است؛اما احتمالا میتوان جابر را نخستین زائر اربعینی حضرت حسین دانست.
جابر حقیقتا مؤمن بود؛ چراکه حضرت امام حسن عسکری این بیقراری برای زیارت سیدالشهدا در اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمنان برشمردهاند. اربعین میعادگاه جاماندگان عاشوراست
فرصتی دیگر برای بیعت با امام حسین. چهل روز بعد از شهادت او و یارانش به سرزمین بلا و ابتلا میرویم که بگوییم فراموشت نکردهایم. اربعین قرار جاماندگان است و ما از این قرار جاماندهایم. خسارتزدگان را میمانیم؛ دلمان برای خودمان میسوزد… از چه لذتی محرومیم! باور داریم این محرومیت به درازا نخواهد کشید و این هجران مقدمه اربعینهای زیباتر است؛ اما اکنون این فراق فراغتی به دستمان داده تا بپرسیم بهراستی چه بود اربعین؟
اربعین سفر نبود، حضر بود. یکجا نشستن نبود، اما قرار داشت. شهر نبود، اما تمدن داشت! پولی به چشم نمیآمد، اما ثروت چرا!
جاه و مقامی نبود، اما عزت چرا. قانونی نبود، اما اطاعت چرا! مافوقی نبود، اما ولایت چرا. مترقی بود. پیشرفته بود. بوی فردا را میداد. چراکه پاسخ همه سؤالهایت تنها و بازهم تنها، عشق بود. چقدر غلیظ بود این سفر. غلیظترین لذت عمر… عمیقترین نفس سینه روح… صحنههای شورانگیز مراسم پیادهروی را که میبینم، با خودم میگویم اکنون چقدر جای محتشم خالی است. نمیدانم او چه دیده بود که «باز این چه شورش است» از جانش تراویده بود، اما اگر شور اربعین را میدید شورشی دیگر به جانش میافتاد و شعری دیگر میسرود. جای نظامی خالی است. نظامی، سراینده «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» و عاشقانههای «هفتپیکر» عاشق عشق بود. او اگر این بزم را میدید بیقرار سرودن منظومهای دیگر میشد. شاید اصلا تمام منظومههایش را دور میانداخت؛ شاید اصلا خودش مجنون میشد. جای امام خودمان خالی است. اگر امام روحالله نهتنها باطنا، که ظاهرا نیز در میان ما بود، میدیدیم که لبخندی میزد و باز زیر لب زمزمه میکرد: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته…» جای نیچه خالی است. اگر نیچه بود و این تابلوی باعظمت را میدید، بیشک در جمله معروفش تغییری ایجاد میکرد. مثلا میگفت: «خدا مرده است؛ اما راستش را بخواهید نه در همهجا… بعضی جاها خیلی زنده است.» جای شهدا خالی است. اگر علیرغم حضور روحانی، جسما نیز پیش ما بودند، میدیدیم که دیگر «کربلا کربلا ما داریم میآییم» را آنهمه حسرتبار نمیخوانند. اگر این روزها را میدیدند، دیگر عراق برایشان سرزمینی نبود که با توپ و تفنگ جلوی کربلا رفتن آنها را گرفته، بلکه سرزمینی بود که مردمش میزبان بزرگترین مهمانی دنیایند. جای جابر خالی است. کاش بود و میدید که زائران حبیبش حسین، باوفایند. یادشان نرفته که اولین زائر اربعین شهادت اباعبدالله او بود و بسیاریشان زیر لب زمزمه میکنند
ادامه مطلب در پست بعدی ....
- ۲.۵k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط