ای که از صورت خونین تو غم ریخته است

ای که از صورت خونین تو غم ریخته است
با تماشای تو یکباره دلم ریخته است
چه به روز سر تو آمده آخر بابا
سرت از ضربه شمشیر به هم ریخته است
دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگز
خون فرق تو قدم پشت قدم ریخته است
مادرم آمده بالای سرت با زحمت
اشک بر زخم تو با قامت خم ریخته است
کربلا زنده شده در نظرم می بینم
ترس دشمن که پس از صاحب علم ریخته است
تا که تاراج کند خیمه ی مارا یکسر
قبل آتش زدنِ آن به حرم ریخته است
فرق خونین تو را کاش نمی دیدم من
یادِ آن خون که از دست قلم ریخته است

الـــــتـــمـــاس دعـــا
دیدگاه ها (۷۰)

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگزخون فرق تو قدم پشت قدم ریخته اس...

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگزخون فرق تو قدم پشت قدم ریخته اس...

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگزخون فرق تو قدم پشت قدم ریخته اس...

دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگزخون فرق تو قدم پشت قدم ریخته اس...

#شب_قدردخترت کاش بمیرد که نبیند هرگزخون فرق تو قدم پشت قدم ر...

.ای که از صورت خونین تو غم ریخته استبا تماشای تو یکباره دلم ...

ای که از صورت خونین تو غم ریخته است😢با تماشای تو یکباره دلم ...

ای که از صورت خونین تو غم ریخته استبا تماشای تو یکباره دلم ر...

بر نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت رابابا! تو هم دیدی دو چشم دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط