{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی شمع فرو ریخته از دیده ی پروانه

ی شمع فرو ریخته از دیده ی پروانه
ای جوشش شعر من ای گوهر دردانه

با دستک نقاشت رنگی به رخم دادی
من رنگ غزل بودم در وصل تو مستانه

من بس که به در کوبم بهر گل محجوبم
ترسم دلکم گردد دیوانه ی دیوانه

شب بی تو دلم بیدار از هجر رخت بیمار
غم گشته ندیم من چون جغد به ویرانه

من بی بت روی تو از توبه کنم توبه
عابد چه کند دل را گم کرده به بتخانه

از عطر تو مدهوشم عشقت شده تن پوشم
از جام تو می نوشم پیمانه به پیمانه

با شوق رخت چون گل از غنچه برون آیم
دل بلبل نالان و گم کرده ره خانه

از لعل لبت نوشم در شعر و غزل کوشم
تو جام شراب من ،من ساکن میخانه...
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

✍ من از روز ازلمن از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگش...

#تو_عادت کرده ای دیگر به عطر سبز آغوشم رهایم کرده ای #در_خود...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

‍ #شعر#شیخ_بهاییتاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژ...

تا کى به تمناى وصال تو يگانهاشکم شود از هر مژه چون سيل ...

💞💞💞💞💞💞قصه ی عشق چه زیباست، بیا شاد شویمچشمِ تو ساحل و دریاست...

عَطش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط