عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

دردت ای گل ، میشکافد سینه ی ویرانه را ...
عشق داند ،  اضطراب این دل دیوانه  را
ساغری  دادی و رفتی ، مست کردی ای عجب ..
خانه ات اباد بادا ،  مست کن مستانه را
انقًدَر گفتم ، نوشتم ، شعر من افسانه شد ...
جان من ، کوتاه کن ، این قصه و افسانه را
سر مپیچ از من خدا را جام ده ، مستی کنیم ..
جان به لب امد بیا ، پر نور کن میخانه را
قبله گاه من تو هستی قبله تو ، محراب تو ...
طاق ابرویت بس است رسوا کند بتخانه را
نور میپاشد نوایت بر شبستان غزل ...
مست میسازد هوایت ، اتش و پروانه را
اشک شادی میفشانم جرعه ای نوشت کنم ..
بی محابا سرکشم ،  لبریز کن ، پیمانه را
شب نشین کویت هستم تا ببوسم پای تو ...
ای خوش انروزی که بیند ، اشنا بیگانه را
عشق میخواهد دل من عشق دیرین و کهن ..
کز نگاهش مست سازد باده و همخانه را ‌
دیدگاه ها (۰)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

دلم مشغولِ یک عشق است و از مردم گریزان است  میانِ سینه مِهرت...

🌙✨🕊️ یا صــاحــب‌الــزمــان (عج) 🕊️✨🌙🥺💚 شب جمعه است...شبی که...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دا...

...دست من کـوته ز دامان تو بادا یار مستاشتیـاقم یک نـگاه زلف...

تو قلب زمین و قبله دل‌هاییهمزاد فرشته‌ای، خدا سیماییتنپوش سپ...

ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهیدل گشته خراب تو ویرانه نمی ...

نامرد:من مست می عشقم، بس توبه که بشکستمراهم مزن ای عابد، می...

.من مست می عشقم ، بس توبه که بشکستمراهم مزن ای عابد میخانه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط