{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توعادت کرده ای دیگر به عطر سبز آغوشم

#تو_عادت کرده ای دیگر به عطر سبز آغوشم
رهایم کرده ای #در_خود من از یادت فراموشم
#برای_چشم_های تو همیشه شعر می گویم
چنان افتادم از چشمت که با چیزی نمی جوشم
#من_و_تنهایی و رخوت, من و دنیای دلتنگی
#صدای_تو که دیگر نیست, سکوتی تلخ در گوشم
شب از این روزن #مشکوک مرا بر خویش می خواند
#من_اما سرد در بستر فرو افتاده مدهوشم
چنان بیگانه#با_خویشم که دیگر آینه خالیست
تو را #می_بینم اندر جام, تو را لاجرعه می نوشم
غزل های #پریشانم میان دفترم یک سو
و من یک سوی دیگر#چون_اجاقی سرد و خاموشم
نمی خواهم#کسی از ماجرای من خبر یابد
تمام روزها را من, لباسی شاد می پوشم
برای هیچکس شعری از این غم ها نمی خوانم
#نمی_خواهم شود تنهایی ام یک عمر پاپوشم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۴)

سلام بانوی عاشق، کجای فردایی ؟به هرکجا نرسیدم بگو همانجاییکن...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

دوست داشتنِ آدم ها را بلدَم ،نخواستنِ شان را بیشتر ..توجه را...

نیامدم که بخواهم کنار من باشی میان این همه بیگانه یار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط