نفس می کشم نبودنت را .
نفس می کشم نبودنت را .
نیستی . . .
هوای بوی تنت را کرده ام ،
میدانی !
پیرهن جدائی ات بدجور به قامتم گشاد است .
تو نیستی آسمان بی معنی ست
حتی آسمان پر ستاره . . .
و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد .
تو نیستی ، و من چتر می خواهم
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه میدهد
در چشمانم لباس سیاه پوشیده .
خودم را به هزار راه می زنم . . .
به هزار کوچه . . .
به هزار در . . .
نکند یاد آغوشت بیفتم !
نیستی . . .
هوای بوی تنت را کرده ام ،
میدانی !
پیرهن جدائی ات بدجور به قامتم گشاد است .
تو نیستی آسمان بی معنی ست
حتی آسمان پر ستاره . . .
و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد .
تو نیستی ، و من چتر می خواهم
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه میدهد
در چشمانم لباس سیاه پوشیده .
خودم را به هزار راه می زنم . . .
به هزار کوچه . . .
به هزار در . . .
نکند یاد آغوشت بیفتم !
- ۱.۴k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط