{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شده....نفس میکشم نبودنت را.

صبح شده....نفس میکشم نبودنت را.
هواب بوی تنت را کرده ام...میدانی...
پیرهن جدایی بدجور به قامتم گشاد است...
تو نیستی ..اسمان بی معنیست...
حتی باران مثل قطره های عذاب اور
روی سرم میریزد...
تو نیستی و من چتر میخواهم....
خودم را به هزار راه میزنم ....به هزار در ...
نکند یاد اغوشت بیوفتم.....
دیدگاه ها (۷)

صبح بخیرررررر

بی تو هیچ نمیخواهم...نه اسمان...نه زمین...نه باران...نه خیس ...

کاش جایی برویم...تابلویی داشته باشد....که رویش خدا نوشته باش...

بعضی ها شبیه ماهی قرمز کوچولی هستند.....که افتاده اند در تنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط