{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی ازدوستان شیخ رجبعلی خیاط به قصد زیارت شیخ از منزل خار

یکی ازدوستان شیخ رجبعلی خیاط به قصد زیارت شیخ از منزل خارج می شود .در بین راه اندیشه گناهی به سرش می زند .
به منزل شیخ که می رسد و می نشیند ،شیخ می گوید :فلانی ! در چهره توچه چیزی می بینم ؟
دردل می گوید: یا ستار العیوب !شیخ می خندد و می پرسد :چه کار کردی آنچه می دیدم محو و ناپدید شد.؟
دیدگاه ها (۱)

✳️ترس از لو رفتن!✨شیخ رجبعلی خیاط از جمله عارفان بزرگی بوده...

❤️مواظب کارهای خوبت باش...مرحوم آقا شیخ رجبعلی خیاط (رضوان ا...

نکته ای باریک تر از مومرحوم شیخ رجبعلی خیاط می گوید: روز برا...

شیخ رجبعلی خیاطبه شیخ رجبلی گفتند: شیخ رجبعلی! چه شد که چشمه...

✅ گرفتاری دنیا = گشایش آخرت✍ یکی از شاگردان رجبعلی خیاط عارف...

زندگی جز بازی و سرگرمی چیز دیگری نیست.....

یا زهرا (س)

ا

چند نکته ناب....حتما تاآخرش بخوانید...

🔹چند نکته ناب از جناب حاج شیخ رجبعلی خیاط💢 نكته اول: 🌱اگر به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط