(ای ساربان آهسته ران ) کارام جانم میرود
(ای ساربان آهسته ران ) کارام جانم میرود
(وان دل که با خود داشتم) ( با دلستانم میرود )
محمل بدار ای ساربان،ای ساربان تندی مکن با کاروان،با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
(دیگر مپرس از من نشان) (کز دل نشانم میرود)
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
یا بر زبانم میرود
می رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
نازنین
(کاشوب و فریاد از زمین)۲ (بر آسمانم میرود)۲
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
می رود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او (یا بر زبانم میرود)۲
ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
(ای ساربان آهسته ران ) کارام جانم میرود
(وان دل که با خود داشتم) ( با دلستانم میرود )
(وان دل که با خود داشتم) ( با دلستانم میرود )
محمل بدار ای ساربان،ای ساربان تندی مکن با کاروان،با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
(دیگر مپرس از من نشان) (کز دل نشانم میرود)
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
یا بر زبانم میرود
می رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
نازنین
(کاشوب و فریاد از زمین)۲ (بر آسمانم میرود)۲
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
می رود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او (یا بر زبانم میرود)۲
ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
(ای ساربان آهسته ران ) کارام جانم میرود
(وان دل که با خود داشتم) ( با دلستانم میرود )
- ۳.۹k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط