مرا ان شب مچل کردی و رفتی

مرا ان شب مچل کردی و رفتی
رقیبم را بغل کردی و رفتی

مرا اهل دوا و چای پر رنگ
مرا اهل غزل کردی و رفتی

حضورت اعتبار بازیم بود
چکم را بی محل کردی و رفتی

حواسم حین بازی مان کجا رفت
اتل کردم متل کردی و رفتی

تو هر چه با من بیچاره کردی
شب ماه عسل کردی و رفتی

من عادت کرده بودم به دماغت
دماغت را عمل کردی و رفتی
دیدگاه ها (۲)

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !مرا بخواه که هر قطعه ام غ...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود ! مرا بخواه که هر قطعه ام ...

شعرخوانی در وصف حضرت ام البنین سلام الله علیها

عاقبت یک شب تو را من در بغل خواهم گرفت .از لبانت کم کمک ، شه...

حسین جعفری

- من هنوز به زندگیِ بدون تو عادت نکردم .هنوز یاد نگرفتم ۲۴ س...

#حکـایتهـاےازمــلاقات_باامـــام_زمـــــان_عج من «سعید چندا...

به نظرم ارزش خوندن داره :-D : دوستی از دوستانم در دورود همسر...

شهید رضا ایزدیارنام پدر : احمدسن : 47تاریخ تولد :۱۳۴۷تاهل : ...

ده ساله بودم انگار. کفش‌های خواهرم را قایم می‌کردم که نرود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط