مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»

دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار

که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟

که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست

اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن

که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»
دیدگاه ها (-۲)

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود ! مرا بخواه که هر قطعه ام ...

...تو شعـر عاشقانه‌ای به ساز من ترانه‌ایبرای چشـم مست من نگا...

گفتم به فدای دل تو هر چه که دارمحتی تب یک شعر و غزل از تو به...

...گفتم به فدای دل تو هر چه که دارم حتی تب یک شعر و غز...

یکم طولانیه ، ولی به خوندنش می ارزه !خودت را به مردن نزن !!!...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

#یادش به خیر...یادش به خیر بانوی منچه نازنانه دختری بودچه قد...

❤️میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط