{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند میزنی و من دوباره زنده میشوم

لبخند میزنی و من دوباره زنده میشوم
نگاه میکنی و باز میمیرم
با من چه میکنی
ای دورترین آرزوی من!
با تو هر لحظه
عشق در وجودم جوانه میزند
و بی تو هر نفس
قلبم در سینه میخشکد
تو خوب میدانستی
که هرگز برای من نخواهی بود
و من هرگز نمیدانستم
که بی تو زنده نخواهم ماند
گلایه ای نیست اگر از من عاشق دوری
بیا و مهربانی کن
و گاهی شعرهایم را بخوان
تا بدانم اگرچه هیچوقت
کلماتم بر دلت ننشست
اما گاهی از مقابل چشمهایت گذشت

#عاشقانه#عاشقانه_ها#دلنوشته#دلنوشته_ها
دیدگاه ها (۱)

بی تو خسته ام در تمام شبهایی که با خیال تو عشقبازی میکنم در ...

من از سیاهی شب گذشتم! نه اینکه مشتاق خورشید باشم ،نه!من از ش...

هنوز نا امید نیستمجایی همین حوالیدر گوشه ای از خیابانهای خاط...

فدای چشم سیاهت چه کرده ای با منکه از فراق تو دل را نمانده صب...

عاشقانه هایم را دقیق بخواندر واژه هایم کمی مکث کنتا ببینی که...

عزیزترینم........ستاره ی شبهای من...عجب وجودم بوی تو میدهدبا...

ازمن تا تو فاصله از چشم تاپلک است.باهرمژه ای که میزنی تورا گ...

باصدایی محزون از سینهای در گیربغض چندساله برای تو خواندم ،تن...

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

محبـوبــ مـن ❤میـدانـی؟!مرد بـودن عجیبــ مـیـچـسبـد؛وقتـی تـ...

بسم الله. . .دلم نوشتن می خواهد و به هر سختی قلم به دست میگی...

عروس مردگان

به روزهای نبودنت که فکر میکنم...راستی هیچوقت به روزهای نبودن...

؟؟؟به روزهای نبودنت که فکر میکنم...راستی هیچوقت به روزهای نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط