وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است
وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است
تنگ بین ِ بازوان ِ تو اسیری محشر است
کاش میشد پابه پایت از جوانی بگذرم
دست ِ تو باشد عصای ِ دست ِ پیری محشر است
"بی تو مهتابم گذشتم باز از آن کوچه شبی"
آه این شعر ِ "فریدون ِ مشیری" محشر است
گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟
گفت خوب است انتظار اما بمیری محشر است
آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک
تا بیایی و سراغم را بگیری "محشر" است...
#دونـــــفـــــری
تنگ بین ِ بازوان ِ تو اسیری محشر است
کاش میشد پابه پایت از جوانی بگذرم
دست ِ تو باشد عصای ِ دست ِ پیری محشر است
"بی تو مهتابم گذشتم باز از آن کوچه شبی"
آه این شعر ِ "فریدون ِ مشیری" محشر است
گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟
گفت خوب است انتظار اما بمیری محشر است
آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک
تا بیایی و سراغم را بگیری "محشر" است...
#دونـــــفـــــری
- ۱.۱k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط