{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است

تنگ بین ِ بازوان ِ تو اسیری محشر است

کاش میشد پا به پایت از جوانی بگذرم

دست ِ تو باشد عصای ِ دست ِ پیری محشر است

"بی تو مهتابم گذشتم باز از آن کوچه شبی"

آه این شعر ِ "فریدون ِ مشیری" محشر است

گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟

گفت خوب است انتظار اما بمیری محشر است

آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک

تا بیایی و سراغم را بگیری "محشر" است
دیدگاه ها (۲)

عاشقی درد است و تحقیر است فکرش را نکندست و پا گیر است و زنجی...

امشب ای ماه ، تو یکپارچه زیبا شده ایچشم بد دور که را غرق تما...

خودم را بعد تو ، با گریه هایم می سرایم دلم را بعد از این با ...

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هماگرچه زهر می ریزیم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط