{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان شعری از خودم با نام بنده عشق ..نظر فراموش نشه

دوستان شعری از خودم با نام بنده عشق ..نظر فراموش نشه
فرزانه به گفتارم دیوانه به رفتارم
از شدت شوق تو من مستم و هشیارم

دیوانه اگر داری باز آ و به من بنما
دیوانه نمیبینم جز من که همه کارم

انبوه عباداتم, گم شد ز دل خانه
غافل که دل معبود این جا است همین حالم




در راه عبادت ما از مقصد خود ماندیم
ای دل به خود آ گاهی, این جا همه جا یارم

سر سجده و دل سجده ,معنای دل شیدا
بر مجلس یار آیم, ای دل به تو مختارم

در سر من آنگاه کو فکر تو باز آید
چشمم به تو روشن شد, دام دل خمارم

همه عمرم ز خود خواهی تباه و بی اثر ماند
کنون کو رفیقی که ز لطفش,بکند بیدارم ؟

ای باد از آن کوی نسیمی به من آور
که به آن بوی دل انگیز, من سرو و سپیدارم

اگر دل همه جا این جا است, مسجد چه اثر دارد ؟
در هر, همه حال, هر جا, من دل به دلش دادم

اینک همه در فکر نماز و صورت و ظاهر کارند
پس من با که گویم سخنی از دل واز یارم ؟

شکرانه این گویم,دستم زبدی کوتاه است
در وادی این دنیا من یک گل بی خارم

مردم بازار همه غرق جهالت هستند
در همه شب من ز دعای مردمان دست بر آرم

گر گرهی افتد, در کار و دعای من
چشم از کرم حضرت دوست بر ندارم

من طایر باغ لطفش از درد چه گویم؟
من بنده عشقم, زهمین ها است, بهارم

آن رود عسل آنجا, آن جنت بی همتا
در فکر سر کوی تو رفت از یادم

از پیچک یاد تو بالا روم ای دوست!
ای دل!به تو می گویم, مستم که خریدارم

فرزانه تو شاعر شو ,از دل سخنی را گو
کاین دل به تمنایش, نتواند و نتوانم
فرزانه.......95/4/10
دوستان ادامه ی شعر در پست بعدی..
دیدگاه ها (۵۸)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

عکس_زیبا

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط