☆☆☆

☆☆☆

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان
که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد...



شعر از #مولانا🍃
دیدگاه ها (۰)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

این دکلمه ی استاد شمس لنگرودی خیلی زیباست حیفه که نشنویم...👌...

هر کس ذره ای از دنیای مولانا را زندگی کنه، عاشقِ مولانای عاش...

ای نفـس هایت همه دنیای مـن        درتپش های دلـت نجـوای مـن ...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

تنهایی ام مرا چه غم ورنج وآه داد دستم گرفت ...

بس دعاها کان زیان است و هلاک...

وقتی لب تو خنده زد

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط