پاره ای لحظه ها چه كشنده اند
پاره ای لحظه ها چه كشنده اند
كاش می كشتند
نه , نمی كشند , كشنده اند
به دشنه ای آسوده ات نمی كنند
به دود عذاب , خفه ات نمی كنند
تا خفگی , تا مرز خفگی می كشانندت
و همان جا نگاهت می دارند
چنان كه انگار ميان آتش و دود
حلق آويز مانده ای
سينه ات از دود داغ پر شده است
و چشمهایت , دو لخته ی خون , در عذاب آتش مي سوزد !
.
.
.
"محمود دولت آبادی"
كاش می كشتند
نه , نمی كشند , كشنده اند
به دشنه ای آسوده ات نمی كنند
به دود عذاب , خفه ات نمی كنند
تا خفگی , تا مرز خفگی می كشانندت
و همان جا نگاهت می دارند
چنان كه انگار ميان آتش و دود
حلق آويز مانده ای
سينه ات از دود داغ پر شده است
و چشمهایت , دو لخته ی خون , در عذاب آتش مي سوزد !
.
.
.
"محمود دولت آبادی"
- ۴۰۳
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط