{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاره ای لحظه ها چه كشنده اند

پاره ای لحظه ها چه كشنده اند
كاش می كشتند
نه , نمی كشند , كشنده اند
به دشنه ای آسوده ات نمی كنند
به دود عذاب , خفه ات نمی كنند
تا خفگی , تا مرز خفگی می كشانندت
و همان جا نگاهت می دارند
چنان كه انگار ميان آتش و دود
حلق آويز مانده ای
سينه ات از دود داغ پر شده است
و چشمهایت , دو لخته ی خون , در عذاب آتش مي سوزد !
.
.
.
"محمود دولت آبادی"
دیدگاه ها (۷)

مادرم ....دراین شبهای بیقراریمهتاب چشمانت را از آسمانسیاه دل...

بهشت جای دیگری نيست.. بهشت اول آغوش مادریست که با تمام وجود ...

ﺗـــــــــﻮﯼ ﺯِﻧـــــــﺪِﮔﯽ ﻫـَـﺮ آﺩَﻣـــﯽ ﯾــِﻪ ﻧَﻔَـــــﺮ ...

اگر مادرت هنوز کنارت است او را رها مکن و محبتش را فراموش نکن...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :مخلوقات به طور کلّی به...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

dark life = 17

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

نمیبخشمت p.22

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط