{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن
نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن
پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن
سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن
تن بیاد روی جانان اندر آذر داشتن
اشک را چون لعل پروردن بخوناب جگر
دیده را سوداگر یاقوت احمر داشتن
هر کجا نور است چون پروانه خود را باختن
هر کجا نار است خود را چون سمندر داشتن
آب حیوان یافتن بیرنج در ظلمات دل
زان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن
از برای سود، در دریای بی پایان علم
عقل را مانند غواصان، شناور داشتن
گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختن
چشم دل را با چراغ جان منور داشتن
در گلستان هنر چون نخل بودن بارور
عار از ناچیزی سرو و صنوبر داشتن
از مس دل ساختن با دست دانش زر ناب
عشق و جان را کیمیا و کیمیاگر داشتن
همچو مور اندر ره همت همی پا کوفتن
چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن
دیدگاه ها (۵)

تا فرصتی دیگر.... خدانگهدارتان

به زمان خندیدم و زمان هم خندید نارفیق از پس خنده من کاری کرد...

پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی ...

دایم ستیزه با دل افگار می‌کنیبا لشکر شکسته چه پیکار می‌کنی؟ا...

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن دل تهی از خوب و زشت چرخ ...

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن دل تهی از خوب و زشت چرخ ...

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ ا...

ای خوشا مستانه سر درپای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخ...

ای خوشا مستانه سر بر آستانَش کِلکِ جان..، پَر سِتانُ دلبری د...

ای خوشا مستانه سر درپای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخ...

ای خوشا مستانه سر درپای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخ...

ای خوشا مستانه سر درپای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخ...

ای خوشا مستانه سر درپای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ اخ...

طنین خشم نود میلیون پایان عصر غارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط