{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شب_سوم_محرم

#شب_سوم_محرم
بابا یکی من را به قصد کشت میزد
هربار گفتم یا علــــی با مشت میزد
یک بار گفتم اسم زهــــرا مادرت را
دیدم که نـامردی لگد از پشت میزد




#حضرت_رقیه
#محرم
#استوری
دیدگاه ها (۴)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁵ویو: اتچند دقیقه بعد، آماده شدم....

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_14ویو میراسرم توی گوشی ب...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

مافیای من

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط