چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست
چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست
بهار آمده ، اما مرا بهاری نیست
...نوشته است: بهار است ، شاخه ها سبزند
ولی به گفتهّ تقویم اعتباری نیست
مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزهی اردیبهشت کاری نیست
درون قاب خزان ایستاده ام ، بی برگ
ز هیچ رهگذرم چشم ِ انتظاری نیست
...تو مثل باد بهاری ، گره گشا ، سرسبز
ولی دریغ ، تو را عهد استواری نیست
...قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی
!...گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست
بهار آمده ، اما مرا بهاری نیست
...نوشته است: بهار است ، شاخه ها سبزند
ولی به گفتهّ تقویم اعتباری نیست
مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزهی اردیبهشت کاری نیست
درون قاب خزان ایستاده ام ، بی برگ
ز هیچ رهگذرم چشم ِ انتظاری نیست
...تو مثل باد بهاری ، گره گشا ، سرسبز
ولی دریغ ، تو را عهد استواری نیست
...قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی
!...گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست
- ۳.۵k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط