{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها یکبار

تنها یکبار
می توانست
در آغوشش کشند،
و می دانست – آن گاه
چون بهمنی فرو می ریزد
و می خواست
به آغوشم پناه آورد
نامش برف بود
تنش، برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف
بر بام های کاگلی
و من او را
چون شاخه یی که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می داشتم...
دیدگاه ها (۱)

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!مگذار که حتی آب د...

می ﺑﯿﻨــﯽ؟ﺯﻣـــﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ،ﻓﻘﻂ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪﺳﺮﺩ ...

شده ام همدم و همصحبت یاریکه خودش نیستولی خاطره اش مانده به ج...

پای این قلم بشکند !نتوانست تو را پایبند کند ...تو حالا سر از...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

💖💖 تنها یک‌بار می‌توانستدر آغوشش کشند،و می‌دانست آن‌گاهچون ...

نامش #برف بودتنش برفی قلبش از برفو تپششصدای چکیدن برف بر بام...

محبت

دوست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط