تنها یکبار

تنها یکبار
می توانست
در آغوشش کشند،
و می دانست – آن گاه
چون بهمنی فرو می ریزد
و می خواست
به آغوشم پناه آورد
نامش برف بود
تنش، برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف
بر بام های کاگلی
و من او را
چون شاخه یی که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می داشتم...
دیدگاه ها (۱)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هجدهم مهرماه، روز جهانی بهداشت...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

💖💖 تنها یک‌بار می‌توانستدر آغوشش کشند،و می‌دانست آن‌گاهچون ...

نامش #برف بودتنش برفی قلبش از برفو تپششصدای چکیدن برف بر بام...

محبت

دوست

نامش برف بودتنش برفی قلبش از برف و تپشش صدای چکیدن برف بر با...

نامش بـرف بود، تنـش برفـی قلبــــش از بـــرف و تپشـــشصـداے ...

نامش برف بود تن‌اش، برفی قلب‌اش از برف و تپش‌اش صدای چکیدن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط