نامش بـرف بود، تنـش برفـی

نامش بـرف بود، تنـش برفـی
قلبــــش از بـــرف و تپشـــش
صـداے چڪیدن بـــ❄ ️ـــرف
بــر بـــام هــاے ڪــاهگلـــــی

و مــن او را چــون شاخــه‌اے
ڪه زیر بهمـن شڪسته باشد
#دوســــــت_میـداشتــــم... !
❤ ️
دیدگاه ها (۲)

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

Seven

رمان انتقام ازدواج کامل

چندپارتی

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۴اسلاید ۲ رو ببین و تصور کنساعت ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط