{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ داشتم از این شهر میرفتم

‍ داشتم از این شهر میرفتم
صدایم کردی...
جا ماندم...
از کشتی ای که رفت و غرق شد
البته...
این فقط می تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود...
که من بخواهم سوار کشتی شوم و...
تو صدایم کنی
فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

                   تا اسیرم کنی

 #رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم در کو...

فراتر از خویش

🕊✨خدایا شکرت، برای تمام مسیرهایی که به رویم بستی و من آن روز...

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :اما، همین که خضر علیه السلام...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط