💓 💋 گفتم به وصل جانان آیا شود رسیدن
💓 💋 گفتم به وصل جانان آیا شود رسیدن
گفتا به جستجویش باید به سر دویدن
گفتم چگونه با او در خلوتی نشستن
گفتا که دست الفت باید ز خود کشیدن
گفتم چگونه چیدن گل را ز باغ حسنش
گفتا چو بلبل از باغ گل دیدن و نچیدن
گفتم چه چاره باید در بی وفایی یار
گفتا که صبر کردن یا پیرهن دریدن
گفتم چگونه او را آگه کنم ز عشقم
گفتا که قید صحبت از ماسوا بریدن
گفتم چگونه باشد بر دامنش بیفتم
گفتا که از ره دور قانع بشو به دیدن
🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻
گفتا به جستجویش باید به سر دویدن
گفتم چگونه با او در خلوتی نشستن
گفتا که دست الفت باید ز خود کشیدن
گفتم چگونه چیدن گل را ز باغ حسنش
گفتا چو بلبل از باغ گل دیدن و نچیدن
گفتم چه چاره باید در بی وفایی یار
گفتا که صبر کردن یا پیرهن دریدن
گفتم چگونه او را آگه کنم ز عشقم
گفتا که قید صحبت از ماسوا بریدن
گفتم چگونه باشد بر دامنش بیفتم
گفتا که از ره دور قانع بشو به دیدن
🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻 🌼 🌻
- ۷۸۵
- ۰۳ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط