گفتم به وصل جانان آیا شود رسیدن
گفتم به وصل جانان ؟ آیا شود رسیدن !
گفتا به جستجویش ، باید به سر دویدن
گفتم چگونه با او؛، در خلوتی نشستن ؟
گفتا که دست الفت ، باید ز خود کشیدن
گفتم چگونه چیدن؛، گل را ز باغ حسنش ؟
گفتا چو بلبل از باغ ، گل دیدن و نچیدن
گفتم چه چاره باید ، در بی وفایی یار ؟
گفتا که صبر کردن ، یا پیرهن دریدن
گفتم چگونه او را ، آگه کنم ز عشقم ؟
گفتا که قید صحبت ، از ماسوا بریدن
گفتم چگونه باشد ، بر دامنش بیفتم ؟
گفتا که از ره دور ، قانع بشو به دیدن
گفتار را در عالم کردار کن "علومی"
آخر فضیلتی نیست در گفتن و شنیدن
گفتا به جستجویش ، باید به سر دویدن
گفتم چگونه با او؛، در خلوتی نشستن ؟
گفتا که دست الفت ، باید ز خود کشیدن
گفتم چگونه چیدن؛، گل را ز باغ حسنش ؟
گفتا چو بلبل از باغ ، گل دیدن و نچیدن
گفتم چه چاره باید ، در بی وفایی یار ؟
گفتا که صبر کردن ، یا پیرهن دریدن
گفتم چگونه او را ، آگه کنم ز عشقم ؟
گفتا که قید صحبت ، از ماسوا بریدن
گفتم چگونه باشد ، بر دامنش بیفتم ؟
گفتا که از ره دور ، قانع بشو به دیدن
گفتار را در عالم کردار کن "علومی"
آخر فضیلتی نیست در گفتن و شنیدن
- ۶۸۲
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط