باز دلم یار می خواهد
باز دلم یار می خواهد
کمی همدم و غمخوار میخواهد
کم که نه خیلی تورا می خواهد
لحظه ای نیست تورا در نظر دور کنم
کاش باشی حال خود را با حال تو جور کنم
تو بخندی و من به خنده ی تو شاد باشم
من در بند تو اسیر و با تو آزاد باشم
تا تو بخندی بخندم هر دم
من با خنده ی تو عاری از هر دردم
گر به کمان ابرویت آید خمی
آتش افتد به جان من آدمی
من دگر عاشق و مدهوش توام
من همدم ودگر حلقه به گوش توام
کمی همدم و غمخوار میخواهد
کم که نه خیلی تورا می خواهد
لحظه ای نیست تورا در نظر دور کنم
کاش باشی حال خود را با حال تو جور کنم
تو بخندی و من به خنده ی تو شاد باشم
من در بند تو اسیر و با تو آزاد باشم
تا تو بخندی بخندم هر دم
من با خنده ی تو عاری از هر دردم
گر به کمان ابرویت آید خمی
آتش افتد به جان من آدمی
من دگر عاشق و مدهوش توام
من همدم ودگر حلقه به گوش توام
- ۳.۲k
- ۳۰ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط