هوالعلیم:
هوالعلیم:
من در میان جمعیت در حال تماشایش هستم
او در کف خیابان میغلطد و فریاد میکشد...
من نگاهم به مردمی است که گاهی به او میخندند و گاهی به حالش تاسف میخورند
او به تانک های دشمن مینگرد که به سرعت در حال پیشروی در خاک وطنش هستند...
من دلم به حال دختر بچه ی کوچکش که در بین نگاه های مردم، معصومانه اشک میریزد، میسوزد
او دلش به حال جوانی میسوزد که استخوان هایش زیر شنی تانک خرد میشود...
من صدای همسرش را میشنوم که عاجزانه تقاضای کمک میکند
او بعد از چندین سال نه در جنگ بلکه در شهر به دنبال بی سیم چی میگردد تا درخواست نیرو کند...
حال، او آرام شده و سرش را میان زانوانش گرفته است و گریه میکند
گریه میکند به حال مردمی که بی تفاوت از کنار او میگذرند و معنی این همه فریاد های او را نمیفهمند
فریاد های او پر از خاطره است،
خاطرات روزهایی سخت که من باید آن را تا به ابد به یاد داشته باشم
اما من هم مثل دیگران بی تفاوت از کنارش عبور میکنم.
و او یکی از همان مردانی است که مردانه، پای دین وطن و ناموسش ایستاده است...
منِ او
https://telegram.me/maaane_oo
من در میان جمعیت در حال تماشایش هستم
او در کف خیابان میغلطد و فریاد میکشد...
من نگاهم به مردمی است که گاهی به او میخندند و گاهی به حالش تاسف میخورند
او به تانک های دشمن مینگرد که به سرعت در حال پیشروی در خاک وطنش هستند...
من دلم به حال دختر بچه ی کوچکش که در بین نگاه های مردم، معصومانه اشک میریزد، میسوزد
او دلش به حال جوانی میسوزد که استخوان هایش زیر شنی تانک خرد میشود...
من صدای همسرش را میشنوم که عاجزانه تقاضای کمک میکند
او بعد از چندین سال نه در جنگ بلکه در شهر به دنبال بی سیم چی میگردد تا درخواست نیرو کند...
حال، او آرام شده و سرش را میان زانوانش گرفته است و گریه میکند
گریه میکند به حال مردمی که بی تفاوت از کنار او میگذرند و معنی این همه فریاد های او را نمیفهمند
فریاد های او پر از خاطره است،
خاطرات روزهایی سخت که من باید آن را تا به ابد به یاد داشته باشم
اما من هم مثل دیگران بی تفاوت از کنارش عبور میکنم.
و او یکی از همان مردانی است که مردانه، پای دین وطن و ناموسش ایستاده است...
منِ او
https://telegram.me/maaane_oo
- ۱.۳k
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط