واژه واژه در شعر می ریزم کسی را که هرگز شعر نمی خواند
واژه واژه در شعر می ریزم کسی را که هرگز شعر نمی خواند
انگشت هایم . . .
خسته نمی شوند
می نویسم
شاید روزی کسی برایت این شعرها را زمزمه کرد
چه بگويم تو را نازنين
درد من "من" است
خودم!
خودم وَ اين سكوت بي محتواي مقوايي كه به هيچ زاويه اي خم نميشود مگر آنكه بشكند
وقتى آمدى مسيرزندگيم تغييرکرد
درست به موقع رسيدى,من دايره واربه دورخود مى چرخيدم وتوآمدى
مرکز دايره را گرفتى حالامن بدورتومى گردم
بى وقفه,بارضايت!
بدورت میگردم تا رسم عاشقى را رعايت کرده باشم.
عاشقانه می نویسم
مردانه بخوان
من
تا با تو این زمانه را قدم به قدم
زندگی نکنم
از پا نخواهم
نشست..
*این خط - قلبم هم نشانش *
انگشت هایم . . .
خسته نمی شوند
می نویسم
شاید روزی کسی برایت این شعرها را زمزمه کرد
چه بگويم تو را نازنين
درد من "من" است
خودم!
خودم وَ اين سكوت بي محتواي مقوايي كه به هيچ زاويه اي خم نميشود مگر آنكه بشكند
وقتى آمدى مسيرزندگيم تغييرکرد
درست به موقع رسيدى,من دايره واربه دورخود مى چرخيدم وتوآمدى
مرکز دايره را گرفتى حالامن بدورتومى گردم
بى وقفه,بارضايت!
بدورت میگردم تا رسم عاشقى را رعايت کرده باشم.
عاشقانه می نویسم
مردانه بخوان
من
تا با تو این زمانه را قدم به قدم
زندگی نکنم
از پا نخواهم
نشست..
*این خط - قلبم هم نشانش *
- ۴۲۸
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط