{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می ر

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود . پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم.
پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر می گوید: انشاءالله خدا او را هدایت میکند.
دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟!!!..
دیدگاه ها (۳)

تــــــو خـــــیلـــــــے وقـــــــٹــــــــه خـــــــــ...

¤⇦ جَدیــــــــــداً ⇨یـهـ جورے رَفتـــار میکُنَــــــــــم ...

از پیرمردی پرسیدند:چرا ناراحتی؟گفت:جاسیگاریم شکستگفتند مگر چ...

ﻣـــــﺮﺩﯼ ﺳــﯿــﮕـــﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﯼﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

~~~~^^^^^^~~~~پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط