{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((جوانه عشق در قلبی سنگی))

((جوانه عشق در قلبی سنگی))

پارت:۱۱

(ویو تهیونگ)

تویه اتاق جلسه بودم که صدای شکستن چیزی مثل شیشه به گوشم خورد صدا از اتاق جونگکوک می اومد سریع سمت اتاقش رفتم در اتاق رو با سرعت باز کردم که دیدم جونگکوک مثل یه روانی کل اتاق رو بهم ریخته بود...........

روی زمین رو که نگاه کردم قطره های خون دیده میشد نگاهم به دست جونگکوک خورد از دستش خون میچکید ......‌‌‌....

دیدم دستش رو دوباره بلند کرد و میخواست به دیوار مشت بکوبه که دستش رو گرفتم وگفتم :

(تهیونگ):پسر چرا داری به خودت آسیب میزنی (نگران و عصبی)

(جونگکوک):تهیونگ خسته شدم میدونی چرا از آدما منتفرم چون هیچ کدومشون من رو بخاطر خودم نمیخوان.(خسته)
(تهیونگ):نکنه دوباره بخاطر همون ماجرا ی دبیرستان اینطوری داغون شدی؟

[فلش بگ به زمان دیبرستان. |جونگکوک]

جونگکوک پسری آروم ،درسخون ،مهربون و مودب بود کاری به کار کسیم نداشت اما دیگران همیشه جونگکوک را بخاطر هیکل چاقش مسخره میکردند و لقب هایی مثل: زشت،بوگندو ،خوک بهش میگفتند .........

اما دخترا همیشه بخاطر پولدار بودن جونگکوک از اون اخاضی میکردند و بعد از این کار بهش میگفتند :مطمئنی تورو از خیابون پیدا نکردند؟از زمین تا آسمون با بابات خیلی فرق میکنی پدرت یه مرد خوشتیپ و مافیا هست اما تو شبیه یه خوک زشتی (تمسخر) فکر نکنم جانشین بعدی پدرت تو باشی ....

جونگکوک به روی خودش نمیورد که ناراحت شده و در خلوت گریه میکرد تا اینکه یک روز یک دختر تازه وارد و زیبا وارد کلاسش شد و باعث شد که دل جونگکوک فیک مارو ببره ..........

ولی جونگکوک نمیفهمید این دختر از همه ی دخترای دیگه عوضی تره یک روز از روزای پاییز همین دختر پیش جونگکوک اومد و از سر قصد اذیت کردن جونگکوک به اون پیشنهادی داد :
(کانگ سونگ):به تولدم میای؟
(جونگکوک):حتما چراکه نه خوشحال میشم بیام (خنده)
(کانگ سونگ ):پس شمارتو بده تا برات لوکیشن و بفرستم.
(جونگکوک):باشه (خنده)
(کانگ سونگ):فقط به خودت خیلی برس میخوام چیزی که خیلی وقته تو دلم مونده رو بهت بگم. (چشمک)
بعد از حرفش از کنار جونگکوک بلند شد و رفت....

................................................................

روز تولد کانگ سونگ رسیده بود جونگکوک به خودش حسابی رسیده و آماده شد تا به محل لوکیشن بره وقتی که رسید فهمید وسط بیابون اومده اون روز روز بارونی بود جونگکوک هرچقدر صبر کرد اما خبری از کانگ سونگ نشد.......

جونگکوک خواست به کانگ سونگ زنگ بزنه اما قبل از اون پیامی دریافت کرد ....

[پیام کانگ سونگ]

(سلام خوک زشت فکر کردی من تویه اون تولد به بزرگی تورو دعوت میکنم و از اون بدتر تو خودت رو هم سطح من میبینی واقعا احمقی فکرشو کن من کانگ سونگ با تو قرار بذارم اونوقت دیگران چی میگن واقعا خجالت آوره )

جونگکوک به محض خواندن پیام همراه قطره های بارون قلبش به هزارتیکه تیکه تبدیل شد وزنش تحمل نگه داشتنش رو نداشت پس روی زانوهاش فرود اومد و شروع به گریه کردن کرد............


بعد از اون روز جونگکوک مثل سابق نشد نه مهربون شد نه با همه خوب رفتار میکرد و نه لبخندی میزد ........

فقط و فقط ساعت هاش رو با ورزش کردن تا حد مرگ میگذروند ........


[پرش زمان به بزرگ سالی جونگکوک ]

بعد از مرگ پدر و مادرم جانشین پدرم شدم و جونگکوک قبل نبودم الان :سرد،قلبی سنگی،بدنی عضله دار و ورزیده داشتم ...............

یک روز از همین روزها همون دختره کانگ سونگ رو تویه باندم دیدم که با تهیونگ داشت لاس میزد رفتم کنار تهیونگ کانگ سونگ به محض دیدن من دهنش باز موند .................

و وقتی به تهیونگ نگاه کرد که درحال تعظیم کردن به من بود بیشتر تعجب کرد .....

نزدیک لاله گوشش شدم و گفتم :

(جونگکوک):فکر کردی در باند من جایی برای تو هست (خنده)حتما با خودت گفتی که هم سطح منی .....

کانگ سونگ با تعجب به جونگکوک خیره شده بود همان حرفایی که خودش به جونگکوک گفته بود الان جونگکوک به او گفت مثل اینکه کانگ سونگ داشت کارما پس میداد..........

(کانگ سونگ):جونگکوک واقعا خودتی ؟
(جونگکوک):آره من همون جونگکوکم حالا که فهمیدی از باند من گ/مشو بیرون .....

به تهیونگ گفتم :ایشون رو تا دم در همراهی کن (پوزخند )

با همکاری

https://wisgoon.com/989111_7855

ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱۲)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:12 ویو روای [یونسو و‌لارا ...

ببخشید اگه رفیق خوبی براتون نبودم کنارم بمونید چون خیلی دوست...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:10(تهیونگ):خیلی بچگونه رفتار ...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:9ویو لارا [شب | ساعت ۱۲🌑]کم ک...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۳ | تلهدر با صدای بلندی قفل شد.ه...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۲ | آن شب چه شد؟هانا چند ثانیه ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط