♡
♡
گاهی به چشم غم زده من نگاه کن
قدری بمان و حال مرا روبراه کن
میخواستم که سهم تو باشم ولی نشد
حالا بیا و این غم دل را تباه کن
در بازی زمانه دلم را ربودهای
هر چند این خطاست بیا اشتباه کن
من مات چشمهای تو هستم هنوز هم
فکری به حال عاشق بی سرپناه کن
با یاد خاطرات قشنگ شبانهها
امشب بیا و باز نگاهی به ماه کن
دست مرا بگیر و به پاییزها ببر
در جنگ عقل و عشق مرا بی سپاه کن
وقت وداع، عطر تو و گریه های من
گاهی ترحمی به دل بی گناه کن
یادت نرفته است که دلواپس توام
چیزی بگو و قلب مرا سر به راه کن
وقت قرارهای شبانه رسیده است
با من بمان و هر شب من را پگاه کن
حالا که با تو دست دلم رو شده بیا
این گونه های تب زده را بوسهگاه کن
Ꞌ
گاهی به چشم غم زده من نگاه کن
قدری بمان و حال مرا روبراه کن
میخواستم که سهم تو باشم ولی نشد
حالا بیا و این غم دل را تباه کن
در بازی زمانه دلم را ربودهای
هر چند این خطاست بیا اشتباه کن
من مات چشمهای تو هستم هنوز هم
فکری به حال عاشق بی سرپناه کن
با یاد خاطرات قشنگ شبانهها
امشب بیا و باز نگاهی به ماه کن
دست مرا بگیر و به پاییزها ببر
در جنگ عقل و عشق مرا بی سپاه کن
وقت وداع، عطر تو و گریه های من
گاهی ترحمی به دل بی گناه کن
یادت نرفته است که دلواپس توام
چیزی بگو و قلب مرا سر به راه کن
وقت قرارهای شبانه رسیده است
با من بمان و هر شب من را پگاه کن
حالا که با تو دست دلم رو شده بیا
این گونه های تب زده را بوسهگاه کن
Ꞌ
- ۱۳.۶k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط