ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!
دیدگاه ها (۲)

فصل اول | مدرسه آویدقسمت پنجم | آغاز یک روز تازه

🎬 صدای مرگ | قسمت اولگاهی خطرناک‌ترین اتفاق‌ها، از یک تصمیم ...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

LESSON

🔎#قاب_زندگی | روایت‌هایی از زندگی‌ رهبر معظم انقلاب📖 *خرسندی...

شنیده بودیم قبل از انقلاب دکتر از خارج می‌آوردند؛ اما کمتر ش...

فاصله یک لبخند تا جنون

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط