{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

LESSON

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۲۰ | نقشه
دانیل دفترچه را از دست لنا گرفت.
ـ «اگه می‌خوایم بفهمیم چه خبره، باید اول بفهمیم دنبال چی می‌گردن.»
دفترچه را روی نیمکت باز کرد.
بین صفحات، یک نقشه‌ی قدیمی پیدا شد.
روی نقشه چند نقطه علامت خورده بود.
یکی از علامت‌ها روی همان خانه‌ی قدیمی بود.
یکی روی مزون سوا.
و آخرین علامت...
روی یک ساختمان متروکه در حاشیه‌ی شهر.
جونگ‌کوک گفت:
ـ «این ساختمون رو می‌شناسم.»
سوا پرسید:
ـ «کجاست؟»
ـ «جایی که قبلاً دفتر یکی از شرکت‌ها بود.»
دانیل گفت:
ـ «اونجا آخرین سرنخه.»
لنا با نگرانی پرسید:
ـ «و اگه نریم؟»
دانیل دفترچه را بست.
ـ «پس کسی که این بازی رو شروع کرده، بازی رو ادامه می‌ده.»
جونگ‌کوک به سوا نگاه کرد.
ـ «فردا می‌ریم.»
سوا سر تکان داد.
ـ «با هم.»
دانیل برای اولین بار لبخند کوتاهی زد.
ـ «خوبه.»
همان لحظه صدای اعلان گوشی لنا بلند شد.
پیامی ناشناس:
«نقشه رو پیدا کردید.»
پیام دوم بلافاصله رسید:
«حالا فقط مونده بفهمید کدوم نقطه، تله‌ست.»
هر چهار نفر به نقشه نگاه کردند.
سه نقطه روی آن بود.
اما یکی از آن‌ها...
تازه با جوهر قرمز علامت خورده بود.
ادامه دارد...

تاجایی که ویگسون بزاره پارت اپلود میکنم✨🌀
دیدگاه ها (۰)

LESSON

LESSON

LESSON

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط