{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیوان

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیوان
دیدی ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان

یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم
هرگز نتوانی تو ز من دور بمانی
چون عکس تو در سینه خود قاب گرفتم

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت
ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که با هر نگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
؟؟
دیدگاه ها (۲)

دخیل میبندم !!!نه اینکه گره ام را بگشایی...میبندم تا رهایم ...

ﭼـﻪ ﺣــﺮﻓﺎﯾﯽ ﮎ ﺗﺎﯾــﭗ ﺷُﺪﻭﻟـﯽ ﺳِـﻨﺪ ﻧَــﺸُــﺪُ ﭘـﺎﮎ ﺷﺪ ...ﭼﻪ...

قاضی زیاد میشود ... وقتی عدالت نیست ! ما حق به جانب ، همه شا...

مستان خرابات ز خود بی خبرند<جمعند و ز بوی گل پراکنده ترندای ...

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیواندیدی ز لبت بوسه گرفتم...

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیواندیدی ز لبت بوسه گرفتم...

لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیواندیدی ز لبت بوسه گرفتم...

#لیوان_ز_لبت_بوسه_گرفت_و_من_ز_لیواندیدی ز لبت بوسه گرفتم به ...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد....ویرانه نه آن است که فره...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساختویرانه نه آن است که فرهاد ...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساختویرانه نه آن است که فرهاد ...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساختویرانه نه آن است که فرهاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط