{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت ١١.summer vacation

قسمت ١١.summer vacation
ادامه از نگاه سلنا:
چشام گرد شده بود ابروهام رفته بود تو همدیگه تا دهنمو باز کردم ی چیزی بگم جاستین زد زیر خنده و گف:فک کردی هری میاد طرف توعه میمون؟
_کصااااافتتتت.اصلا شوخی باحالی نبود
_من خودم حال کردم چی کار دارم تو هم خوشت اومده یا نه....
_خفه شو اگر نه....
میخواستم چندتا فحش دگ بدم ک گوشیم زنگ خورد بازم لیاااام
_الو لیام
_سلنا خوبی؟
_چی شده دوس دخترات ولت کردن؟
_ن نگرانت شدم
_چرا؟
_خب دیشبببب جواب تلفونتو ندادی
_مگه جز زرزر کاری داشتی؟
_اممم.....ارهههههه.......تو تیلور سویفتو میشناسی
_خب ارههه
_ببین ی پسره ب اسم هری....
بوق بوق بوق
ج: لیام کی بود؟
_بی اف قبلیم
_چی میگفت ¿
_درباره ی تی و هری.... ولی غطع شد.
_مهم نیست
_اخه دوبار زنگیده بود...
_بخورم یا میخوری ؟
_اره راست میگی غذا یخ کرد
همش تو فکر بودم ک چ میخواد بگه .چن بارم زنگیدم بش اما جواب نداد.
ج: نگران چی هستی اگ کارش واقعا مهم بود زنگ میزد بازم.
_اوهوم.من میرم دوش بگیرم. توهم دگ تو کار من فوضولی نکنننن
رفتم ی دوش گرفتم و تا عصر خوابیدم
............................
خب این غسمت چیزه خاصی نداشت
بعدیش باحاله....البته نمیدونم -__-
اصن ویسه من غاتی کردع بالا نمیاره
ب هر حال هر وخت کامنتا رو میبینم نیشم تا گوشم باز میشه
ممنون تا شب سعی میکنم بزارم
روز خوش❤
دیدگاه ها (۱۲)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

one directionاگه یه دایرکشنری حتما بیا تو!!!فکت های هری استا...

#Black_life part 5(بخش۲)ا،"چند ساعتی تو راه بودیم که رسیدیم ...

پارت۸ تصادف خواطره انگیز فن فیک واندی

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۲۶تو حرکته بک خشکم زده بود که صداش...

افتر PT3

زیر سایه‌ی آشوبگر p12

بهار❤ ️نامزد شدن میثم توی محله پیچیده بود و من کمتر بیرون می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط