سونگمین

قول میدم پسر خوبی بشم و دیگه سر خواراکیام باهات دعوا نکنم فقط زود خوب شو!
سونگمین/ا.ت
P:2

شایدم یه لمس اروم..
چیزی بود که بهش نشون بده که من هنوزم اینجام..
تا وقتی که کاملا حالت خوب بشه من پیشت میمونم..
اون لمس یا فشار درسته ساده بود اما پر حرف بود..
پر حرفای ناگفته..
حرفایی که تا مرز گفته شدن میرفتن اما به زبون نمیومدن..
انگار یچیزی جلوشون رو گرفته بود..
غرور؟
نگرانی؟
ترس؟
یا شایدم یه خجالت شیرین..!
خجالتی که جلوی گفتن حرفای دلشون رو میگرفت؟
این یخورده شیرین و جالبه..
این نشون میده که اونا واقعا یه زوج خجالتین..!
با یه صدای اروم که فقط میخواست شنیده بشه گفت..

سونگمین: الان بهتری؟

وقتی صدای دلنشین شوهرش رو شنید انگار یه انرژی عظیمی بهش تزریق شد..
چشماش رو باز کرد و با چهره نگران و چشم ها و مژه هایی که از شدت گریه خیس شده بودن مواجه شد..

ا.ت: حالم خوبه
-فقط شاید یکم درد داشته باشم اما نگران نباش

تن صداش برای بیان جمله اخر پایین اومد جوری که اگه هرکس دیگهای کنارش بود متوجه نمیشد که اون چی گفته..
ولی سونگمین شنید..
اتفاقا اون جمله رو بلندتر شنید..
شاید فقط یکم درد داشته باشم..
شاید؟
این چهره نشونه یه درد کم نبود..!

سونگمین: خوب نیستی میدونم
-ولی نگران نباش من اینجام
-تا وقتی که کاملا خوب بشی من اینجا میمونم
ا.ت: ممنونم که هستی

دیگه دیر وقت بود..
تقریبا کل مریضای بیمارستان خوابیده بودن اما ا.ت..!؟
اون دختر هنوزم بیدار بود و...سونگمین..!؟ اونم کنارش بیدار بود..
اگه اون دختر میخوابید سونگمین هم میخوابید ولی تا وقتی که بیدار بود و درد میکشید..قرار نبود سونگمین با خیال راحت بخوابه..
وقتی دید ا.ت همش تکون میخوره از جاش بلند شد..
از اتاق رفت بیرون ولی نه برای اینکه ترکش کنه..!
رفت و کمی بعد همراه یه پرستار وارد اتاق شد..
اون پرستار به سرم تو دست ا.ت چیزی اضافه کرد و اون اتاق رو ترک کرد..

ا.ت: اون چی بود؟
سونگمین: حالت بد بود بهش گفتم برات ارامشبخش بزنه یکم صبر کن حالت خوب میشه
ا.ت: باشه
سونگمین: میگم ا.ت
ا.ت: بله؟
!سونگمین: من قول میدم پسر خوبی بشم و دیگه سر خواراکیام باهات دعوا نکنم فقط زود خوب شو!

لبخندی به این لحن پاپو مانند پسر زد و دست ازادش رو برد سمت سر پسر..
موهای لخت و قهوای رنگش رو نوازش کرد..

ا.ت: منم قول میدم دختر خوبی بشم و زود خوب بشم!

همونطور به چشای هم خیره بودن که ا.ت چشاش خابالود شد..
چشاش رو بست و به خواب عمیقی فرو رفت..
بلاخره تونست با ارامش بخوابه..
اون خوابید اما سونگمین تا صبح بیدار موند..
بیدار موند تا مطمئن بشه که اون دختر تا خود صبح راحت میخوابه..
End.

( دوسش داشین لایکش کنید🙄
چند پارتی بعدی آخرین چندپارتیه بعد از اون میریم سراغ لیست جدید پس لایک کنید تا انرژی بگیرم🙄🦊)
« اونی که این درخواستی رو داده بودی ببخشید اگه زیاد منتظر موندی🥲🙏»
دیدگاه ها (۱۶)

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

سناریو کنما تک پارتی

سناریو جدید

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو مایکی پارت ۴

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

مافیای من

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

سناریو خط قرمز پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط