عاشقانه

عزیز جانم
چند روزی هست به هوای بودنت
همه جا را گل نشانده ام
گردِ اندوه از سرِ هر لاله
با اشک فراوان شسته ام

گوشه گوشه ی دلبستگی هایم
عود روشن کرده ام
با رایحه ی همان عطر دل‌انگیزی
که هر روز مرا مست گریبانت  می‌کرد

همه ی شعرهایم را
با ردیف آمدنت موزون کرده ام

حتی به خورشید سپرده ام
آمدنت را نور افشانی کند
از باران خواسته ام کوچه به کوچه آمدنت را
آب پاشی کند

من فراموش نکرده ام...
اینکه به باد بگویم
شال گردنت را پر از عطر
شکوفه های گیلاس کند

پنجره ها را به استقبال از تو
گشوده ام
چشمهایم را به در دوخته ام
آه که چه شیرین است
شرم نگاهت بعداز اینهمه دوری
من برای تو مردن را خیلی مرور کرده ام
بیا که حظ حضورت
صفای دیرین است

بیا ودست مرا بگیر
از این تنهایی
به هیجان
نگاهت ببر...
میخواهم آبی تر از همیشه  پرپر بزنم
در آسمان  چشمهایت.....
دیدگاه ها (۰)

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

کنار پنجره ی احساسمچشم به جاده های بی نهایتآمدنت را به نظاره...

پاییز خیس ...:بیا ... کوچه باغ منتظر ماست ... و یاس های را...

دوست داشتنت طعم عشق میدهد دوست داشتنت شبیه خرده نان هایی ست ...

🦋🦋 باران‌می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را برا...

🌧🌱 #باران‌ می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را ب...

بـاران‌ می بـارد .ایـن عـطر تـن توستــ کـه می پیچـدخـدا بـار...

🦋🦋 باران‌می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط