{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه چیزی که هیچ وقت فکرشُ نمیکردم

یه چیزی که هیچ وقت فکرشُ نمیکردم
که به این زودی بهش برسم
این بود که تو این سن بشینمُ گاهی ناخودآگاه
نفسهای عمیق از ته دل بکشم…
واسه کشیدنشون حالا زود بود …! خـــــیــــلی
#Mana-pikshen
دیدگاه ها (۱)

چرت اند پرت_چیز سلام🌝حقیقتش این طرح خیلی وقته تو ذهنم بود می...

‏🐷🐰[۰۸:۰۴ ~ ۰۸:۰۶ به وقت کره]از این که به لطف ایده‌ی خوب توک...

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

پارت ۴۷

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط