رک بگویم! از همه رنجیده ام!

رک بگویم! از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر سازی که شد رقصیده ام

در زمستانِِ سکوتم بارها
با نگاه سردتان لرزیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیده ام

من شما را بارها و بارها
لا به لای هر دعا بخشیده ام

(فریدون مشیری)
دیدگاه ها (۴)

رک بگویم! از همه رنجیده ام!از غریب و آشنا ترسیده امبا مرام و...

💕فریدون مشیری"رک بگویم... از همه رنجیده ام!از غریب و آشنا تر...

رک بگویم از همه رنجیده اماز غریب و آشنا ترسیده امبا مرام و م...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

ُرک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

رک بگویم... از همه رنجیده ام از غریب و آشنا ترسیده امبا مَر...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط