ای که دائم در کویر سینه طوفان می کنی
ای که دائم در کویر سینه طوفان می کنی
آتش نمرودیت را کی گلستان می کنی؟
آنقدر لیلی نشو مجنون شدن راحت که نیست
آخرش ما را تو ره پوی بیابان می کنی
جان من فکری به حال این دل جامانده کن
راه وصلت را چرا دائم تو هفتخوان می کنی ؟
خنده هایت می برد دل از کف هر غنچه ای
با نگاهت درد را بی نسخه درمان می کنی
شعر هم در وصف روی تو خجالت می کشد
تا که حتی ماه را مدهوش و حیران می کنی
آتش نمرودیت را کی گلستان می کنی؟
آنقدر لیلی نشو مجنون شدن راحت که نیست
آخرش ما را تو ره پوی بیابان می کنی
جان من فکری به حال این دل جامانده کن
راه وصلت را چرا دائم تو هفتخوان می کنی ؟
خنده هایت می برد دل از کف هر غنچه ای
با نگاهت درد را بی نسخه درمان می کنی
شعر هم در وصف روی تو خجالت می کشد
تا که حتی ماه را مدهوش و حیران می کنی
- ۱.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط