{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییـزجان...

پاییـزجان...
آخرین جمعه ات هم داردنفس هایِ آخر را می کشـد....
دلم برایِ عاشقانه هایی که رویِ دستِ دلم مانده می سوزد....
و یک مشت دوستت دارمِ یتیــمی که لایِ آخرین فریادِ برگ ها گم شد....
پاییـز جانِ بی رحم، شب هایِ بلندت کفافِ گریه هایِ مرا نداد، و سرمایت به پایِ برف و بوران دلم نرسید....
من هنوز
رو به همان جاده یِ برف گرفته ایستاده ام و برایِ دوباره آمدنت فصل شماری میکنم....
پاییـزِ عزیزِ بدقول....
یادت رفت؟
قول داده بودی اگـر در مهرانگیـز ترین مهرِ سال هم نیاید، درست در باران هایِ آبان، وقتی دارم زیرِ هجومِ خاطره ها نم میکشم، درآغوشش که امن ترین چتـرِ دنیاست زنده می شوم....
آمدنش را قول نداده بودی...؟
باشد...
باشــد
یلـدا شبِ طولانی تریست و وقت برایِ آمدن ها بیشتر....
میشود
وسطِ ثانیه شمار هایِ دلم قبل از یخ زدن بی هوا با یک بوسه
قلبم را از خوابِ زمستانی بیدار کند....؟
پاییـز جان....
قرارمان باشد
چهارفصلِ دیگر
یک قرنِ بعد.....
سر آخرین پیـچِ شهریور، اولِ خیابانِ مهـر
بایک دسته برگِ زرد....
و لطفا
اگـر میشود....نه اگـر نداریم
حتما دستش را بگیر و به زور هم که شده تحویلش بده به دلـم....
دیدگاه ها (۹)

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

Rofile of the wolf...۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط