سناریو بلولاک/قفل آبی
سناریو بلولاک/قفل آبی
💬موضوع : اگه تبدیل به دختر بشن 🤭💅
🗯درخواستیه یکی از کیوتام امیدوارم راضی باشه ✨️🎀
پارت : ۱ ~☆
⚽ ایساگی
• اولش از خواب که بیدار میشه، چند ثانیه مات به خودش نگاه میکنه و فکر میکنه هنوز خوابه.
• چند بار صورتشو لمس میکنه و با خودش میگه: «صبر کن... این واقعیه؟»
• خیلی زود حالت تحلیلگرش فعال میشه و شروع میکنه دنبال دلیل گشتن.
• بعد از شوک اولیه، بیشتر از هرچیزی نگران تمرین و فوتبالشه.
🐝 باچیرا
• اولش اصلاً نمیترسه؛ بیشتر براش جالبه.
• جلوی آینه میره و از زوایای مختلف خودش رو نگاه میکنه.
• احتمالاً با ذوق میگه: «وااای، من عوض شدمممم!»
• بعد هم خیلی سریع با وضعیت جدیدش کنار میاد، انگار یه اتفاق عجیب ولی سرگرمکنندهست.
🔥 کونیگامی
• از همه بیشتر هنگ میکنه.
• اول فکر میکنه خواب میبینه و حتی دوباره میره میخوابه که شاید درست بشه.
• وقتی میفهمه قضیه جدیه، شدیداًاا دستپاچه میشه ولی سعی میکنه خودش رو خونسرد نشون بده.
• چند دقیقه فقط با خودش کلنجار میره که «خب... حالا باید چیکار کنم؟»
💗 چیگیری
• اولین واکنشش بیشتر تعجب و سکوت میشه تا وحشت.
• جلوی آینه میایسته و با دقت تغییراتش رو بررسی میکنه.
• بعد از شوک اولیه، نسبتاً سریع با شرایط کنار میاد خواهر_نه برادر¿
• احتمالاً اولین دغدغهش اینه که موها و وسایلش رو چطور مدیریت کنه.
---
😴 ناگی
ناگی • بیدار میشه، یه نگاه به خودش میندازه و چند ثانیه سکوت میکنه.
• «...چه دردسری...»
• احتمالاً دوباره میخوابه به امید اینکه وقتی بیدار شد همهچیز درست شده باشه.
• وقتی دوباره پا میشه و میبینه هیچی درست نشده با بیحوصلگی میگه: «خب... مجبورم باهاش کنار بیام.»
💎 رئو
رئو • برعکس ناگی، خیلی سریع دنبال راهحل میگرده.
• اول مطمئن میشه واقعاً اتفاق افتاده، بعد شروع میکنه بررسی کردن که چه چیزهایی باید عوض بشه.
• خودش نسبتاً خونسرده، ولی از درون حسابی شوکه شده.(خو حق داره بدبخت)
---
🦍 گاگامارو
• چند لحظه با تعجب به خودش نگاه میکنه.
• بعد خیلی ساده میگه: «اوه.»
• نه جیغ، نه دستپاچگی ، ببم جان از منم آروم تره .
• فقط میره سراغ کارهای روزمرهش، انگار اتفاق خاصی اصلاااا نیفتاده.
• اگر بقیه وحشت کرده باشن، احتمالاً با آرامش و یکم تعجب مثل همیشه نگاهشون میکنه و میگه: «چرا اینقدر شلوغش میکنید؟»
🦈 شیدو
• اولش چند ثانیه مات میمونه.
• بعد بهجای ترسیدن، شروع میکنه با صدای بلند واکنش نشون دادن: «هاااا؟! این دیگه چه کوفتیه؟!»
• احتمالاً جلوی آینه میایسته و با تعجب خودش رو برانداز میکنه.
• خیلی زود شوکش تبدیل به کنجکاوی میشه و شروع میکنه به امتحان کردن اینکه چه چیزهایی تغییر کرده.(دیگه خودتون بدونید☻️☻️ اهم )
• در نهایت احتمالاً بیشتر از خود اتفاق، از این حرص میخوره که هیچ توضیحی براش پیدا نمیکنه ولی بازم باهاش کنار میاد و براش سرگرم کنندس .
👑 بارو
• اولین واکنشش: انکار کامل.
• جلوی آینه میایسته، چند ثانیه خیره میشه و با اخم میگه: «...نه.»
• بعد چند بار صورتشو میشوره، دوباره نگاه میکنه و وقتی میبینه تغییری نکرده، اعصابش خرد میشه.
• از اینکه کنترل شرایط از دستش خارج شده بهشدتتتت کلافه میشه.
• ولی بعد از مدتی خودش رو جمع میکنه و با جدیت میگه: «خیله خب... باید بفهمم چرا این اتفاق افتاده.»
💬شما جای این بدبختا بودید میدیدین پسر شدین یا حالا کلا برعکس چیکار میکردین؟؟☻️👈👉🤣(الان میگید بتوچه اما خب برا فان من فقط اخر پارتا سوال طرح میکنم 😂✨️)
شرط لایکا برای پارت ۲ : ۳۵ تا لایک . ۱۰ تا بازنشر .💗
نظرتونم درمورد سوال یا اگه نخواستید کلا درمورد سناریو ها تو کامنتا بگید خوشحال موشم 🤗✨️
فعلا بای بایییی🎀✨️
#سناریو
#بلولاک
#قفل_آبی
💬موضوع : اگه تبدیل به دختر بشن 🤭💅
🗯درخواستیه یکی از کیوتام امیدوارم راضی باشه ✨️🎀
پارت : ۱ ~☆
⚽ ایساگی
• اولش از خواب که بیدار میشه، چند ثانیه مات به خودش نگاه میکنه و فکر میکنه هنوز خوابه.
• چند بار صورتشو لمس میکنه و با خودش میگه: «صبر کن... این واقعیه؟»
• خیلی زود حالت تحلیلگرش فعال میشه و شروع میکنه دنبال دلیل گشتن.
• بعد از شوک اولیه، بیشتر از هرچیزی نگران تمرین و فوتبالشه.
🐝 باچیرا
• اولش اصلاً نمیترسه؛ بیشتر براش جالبه.
• جلوی آینه میره و از زوایای مختلف خودش رو نگاه میکنه.
• احتمالاً با ذوق میگه: «وااای، من عوض شدمممم!»
• بعد هم خیلی سریع با وضعیت جدیدش کنار میاد، انگار یه اتفاق عجیب ولی سرگرمکنندهست.
🔥 کونیگامی
• از همه بیشتر هنگ میکنه.
• اول فکر میکنه خواب میبینه و حتی دوباره میره میخوابه که شاید درست بشه.
• وقتی میفهمه قضیه جدیه، شدیداًاا دستپاچه میشه ولی سعی میکنه خودش رو خونسرد نشون بده.
• چند دقیقه فقط با خودش کلنجار میره که «خب... حالا باید چیکار کنم؟»
💗 چیگیری
• اولین واکنشش بیشتر تعجب و سکوت میشه تا وحشت.
• جلوی آینه میایسته و با دقت تغییراتش رو بررسی میکنه.
• بعد از شوک اولیه، نسبتاً سریع با شرایط کنار میاد خواهر_نه برادر¿
• احتمالاً اولین دغدغهش اینه که موها و وسایلش رو چطور مدیریت کنه.
---
😴 ناگی
ناگی • بیدار میشه، یه نگاه به خودش میندازه و چند ثانیه سکوت میکنه.
• «...چه دردسری...»
• احتمالاً دوباره میخوابه به امید اینکه وقتی بیدار شد همهچیز درست شده باشه.
• وقتی دوباره پا میشه و میبینه هیچی درست نشده با بیحوصلگی میگه: «خب... مجبورم باهاش کنار بیام.»
💎 رئو
رئو • برعکس ناگی، خیلی سریع دنبال راهحل میگرده.
• اول مطمئن میشه واقعاً اتفاق افتاده، بعد شروع میکنه بررسی کردن که چه چیزهایی باید عوض بشه.
• خودش نسبتاً خونسرده، ولی از درون حسابی شوکه شده.(خو حق داره بدبخت)
---
🦍 گاگامارو
• چند لحظه با تعجب به خودش نگاه میکنه.
• بعد خیلی ساده میگه: «اوه.»
• نه جیغ، نه دستپاچگی ، ببم جان از منم آروم تره .
• فقط میره سراغ کارهای روزمرهش، انگار اتفاق خاصی اصلاااا نیفتاده.
• اگر بقیه وحشت کرده باشن، احتمالاً با آرامش و یکم تعجب مثل همیشه نگاهشون میکنه و میگه: «چرا اینقدر شلوغش میکنید؟»
🦈 شیدو
• اولش چند ثانیه مات میمونه.
• بعد بهجای ترسیدن، شروع میکنه با صدای بلند واکنش نشون دادن: «هاااا؟! این دیگه چه کوفتیه؟!»
• احتمالاً جلوی آینه میایسته و با تعجب خودش رو برانداز میکنه.
• خیلی زود شوکش تبدیل به کنجکاوی میشه و شروع میکنه به امتحان کردن اینکه چه چیزهایی تغییر کرده.(دیگه خودتون بدونید☻️☻️ اهم )
• در نهایت احتمالاً بیشتر از خود اتفاق، از این حرص میخوره که هیچ توضیحی براش پیدا نمیکنه ولی بازم باهاش کنار میاد و براش سرگرم کنندس .
👑 بارو
• اولین واکنشش: انکار کامل.
• جلوی آینه میایسته، چند ثانیه خیره میشه و با اخم میگه: «...نه.»
• بعد چند بار صورتشو میشوره، دوباره نگاه میکنه و وقتی میبینه تغییری نکرده، اعصابش خرد میشه.
• از اینکه کنترل شرایط از دستش خارج شده بهشدتتتت کلافه میشه.
• ولی بعد از مدتی خودش رو جمع میکنه و با جدیت میگه: «خیله خب... باید بفهمم چرا این اتفاق افتاده.»
💬شما جای این بدبختا بودید میدیدین پسر شدین یا حالا کلا برعکس چیکار میکردین؟؟☻️👈👉🤣(الان میگید بتوچه اما خب برا فان من فقط اخر پارتا سوال طرح میکنم 😂✨️)
شرط لایکا برای پارت ۲ : ۳۵ تا لایک . ۱۰ تا بازنشر .💗
نظرتونم درمورد سوال یا اگه نخواستید کلا درمورد سناریو ها تو کامنتا بگید خوشحال موشم 🤗✨️
فعلا بای بایییی🎀✨️
#سناریو
#بلولاک
#قفل_آبی
- ۲۹.۹k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط