افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگين نميشوي؟ گفت دل برآنچه نمي

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگين نميشوي؟ گفت دل برآنچه نمي ماند نمي بندم.
فردايک راز است؛ نگرانش نباش. ديروزيک خاطره بود؛ حسرتش رانخور. و امروز يک هديه است؛ قدرش را بدان و از تک تک لحظه هايت لذت ببر.*
از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه..
نگران فردايت نباش خداي ديروز و امروز خداى فردا هم هست...
مااولين باراست که بندگي ميکنيم. ولى اوقرنهاست که خدايى ميکند.پس به خدايى او اعتماد کن و فردا و فرداها رابه اوبسپار..
دیدگاه ها (۳)

افلاطون راگفتند : چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی م...

افلاطون راگفتند : چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی م...

افلاطون راگفتند : چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی م...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ما...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل برآنچه نمی ما...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

اینو من دلم میخواد روزی صد بار به اشتراک بزارمافلاطون راگفتن...

اینو من دلم میخواد روزی صد بار به اشتراک بزارمافلاطون راگفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط