{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(دوست داشتنی) پارت 63

(دوست داشتنی) پارت 63

ا.ت
ا.ت: چیشده سریع
بگو
سوبین: چرا بهش گفتی
ا.ت: چیو
سوبین: زنش و بچه شو
ا.ت: تو بهم دروغ گفتی
عوضی چرا میخوای بین
خودمو تهیونگ خراب کنی ها
سوبین:اون بود که بین منو تو
خراب کرد
ا.ت: من الان هیچ حسی بهت
ندارم و فقط تهیونگه که دوسش
دارم
سوبین:چرا اخه مگه تهیونگ
چی داره
ا.ت:چیزی داره که تو نداری
الانم دیگه من برم
سوبین:نمیزارم که خودتو
تهیونگ باهم باشین
ا.ت: باشه برو گمشو دیگه
رفتم تو ماشین پیش تهیونگ
نشستم
ا.ت: نمیخوای بپرسی
چیگفت
تهیونگ:..
ا.ت: ناراحتی
تهیونگ:
ا.ت:تهیونی چیشده
تهیونگ: چرا رفتی من
میشناسمش میدونم دوباره
قراره یه چرت و پرت دیگه
بگه خودت هم میدونی ولی
چرا رفتی صبح هم همینیطور
ا.ت:خب صبح فکر کردم همه
بیدارن ولی خواستم بیام
اومد سمتم
تهیونگ:چرا منو صدا
نکردی
ا.ت:جلودهنم و گرفته بود
تهیونگ چرا اذیتم میکنی
من خیلی دوست دارم
ولی تو هیچی منو درک نمیکنی
تهیونگ: خب منم دوست دارم
ا.ت: ولی تو درکم نمیکنی

#تهیونگ
#فیک
#سناریو
#اسمات
#درام
دیدگاه ها (۵)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو کورو پارت اخر

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

سناریو خط قرمز

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

My Boy❄

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط