روزگاری روزگارم روزگاری تار بود
روزگاری روزگارم روزگاری تار بود
توی هر راهی که رفتم جای در دیوار بود
پافشاری هرچه کردم تا بماند با دلم
پافشاری ها برایم بیشتر آزار بود
بیخودی حساس بودم گیر می دادم مدام
صبح ها با یک نفر،با صد نفر شب یار بود
هی خیانت کرد و هی انکار دایم پشت هم
خشت خشتِ ارتباطِ بین ما انکار بود
هر که عاشق می شود دشمن تراشی می کند
ظاهرا هم دشمنِ خونیِ من دلدار بود
سرگشته
توی هر راهی که رفتم جای در دیوار بود
پافشاری هرچه کردم تا بماند با دلم
پافشاری ها برایم بیشتر آزار بود
بیخودی حساس بودم گیر می دادم مدام
صبح ها با یک نفر،با صد نفر شب یار بود
هی خیانت کرد و هی انکار دایم پشت هم
خشت خشتِ ارتباطِ بین ما انکار بود
هر که عاشق می شود دشمن تراشی می کند
ظاهرا هم دشمنِ خونیِ من دلدار بود
سرگشته
- ۱.۰k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط