سلام خواهرم چشمات هنوز میبینه،سایه ی وحشت رو تنت هنوز میش
سلام خواهرم چشمات هنوز میبینه،سایه ی وحشت رو تنت هنوز میشینه،از حالت نگو برام من همه رو میدونم،این جنایت ها رو چشمامون هر روز میبینن،اینجا ناموس کشیه داره تفریح میشه،خبرا فلسطینو به درد تو ترجیح میده،اینجا ایرانه خواهرم کسی همدرد تو نیست،فقط اشکه چشاته تو رو تسکین میده،فدایه تن زخمیت،ایرانم کم داغ ندید،واسه حس ناموس بود که هشت سال جنگیدی،اینا کین وحشتو تو این مسیر می سازن،رو صورا خواهرم اسید می پاشن،خدا کجاست از این ادما دلش نمی گیره؟،خواهرم کور شده دیگه چشاش نمی بینه،خدا کجاست که دنیا رو عجیب میسازند اره،دارن رو صورت ناموسمون اسید می پاشن،به اینه نگاه نکن خواهر بهت دروغ میگه،این چهرت همون چهره ی دو روز پیشه،دنیایه نامردا شده اینجا ضعیف می کشن،همه از یاد میبرن تو رو دو روز دیگه،مذاکرات ژنوو بزار کنار حاجی،دنبال راهه حل باش واسه این اسید پاشی،اینجا ناموس وطنت دیگه فردا رو نداره،فکر چاره واسه جنایت کثیف باشید،مادرم گریه نکن داغت به دلم نشسته،خدا کجاست ایرانم کمرش شکسته،که هر روز و هر روز داره اضافه تر میشه،پر از عشق بود یه روزی اون چشایی که بسته،دلم اتیش گرفته حرف از خاموشیو نزن...
- ۴.۸k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط